سی ماهه...
میای میگی مامان کف کردی؟! می گی مامان به حرفم گوش کن... اسکندر نوزاد و برداشتی می گی قنداقشو باز کن زندونی شده گناه داره... داری لذت نقاشی و می بینی می گی مامان از این رنگا برام بخر... بیدار شدی رفتی توالت می گی مامان پس چرا ربات کوچولوی من نمی خری؟! دارم لباسامو مرتب می کنم می گی مامان از اینا بیشتر برات می خرم... می گی مامان ربات کوچولوی بزرگ برام بخر... اومدی حرف نمیزنی می گم چیه می گی فک کردم قهر کردم... دستشویی داری می گی مامان شکممو ماساژ بده زیاد آب خوردم... دایی علی واسه خاله منا گل گرفته، میای به بابا می گی چرا واسه مامان گل نگرفتی بعد می گی مامان خودم برات گل می خرم... ...
نویسنده :
ندا
12:22



